فندوق کوچولوی مامان وبابا
هستی بهترین هدیه خدا
قالب وبلاگ
لینک دوستان

سلام پرنسس من قلب

این عکسها رو بالاخره از گوشی و دوربین های مختلف جمع اوری کردم چشمک

 

مهمونی خونه عمه بابایی

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

حلیم پزی مامان بزرگ (مامان بابایی) عاشورا

آپلود عکس

آپلود عکس

تهران خونه عمه رها

آپلود عکسآپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

یه روزشم رفتیم خانه بازی بوستان

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

اینجا هم تو ماشین تو راه برگشت به خونه و شما با هندزفری اهنگ گوش میدادی و یهو دیدم خوابت برد اخه عدات داری موقع خوابت حتما اهنگ باشه

آپلود عکس

این لباس و از مامان زینب جون دوست خوبم خریدم و خیلی دوسش دارم

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

 

                                                  قلبقلبقلبقلب



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 28 / 9 / 1392 ] [ 3:17 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دخترم

یه ماه پیش من تو وبلاگ باران جون داشتم عکسای نازشو میدیدم که دیدم یه کفش خووووشگل خریده و خیلی خوشم اومد و از نرگس جون پرسیدم که خرید اینترنتی نداره و گفت که من براتون میخرم و منم خیلیییی خوشحاااال شدم اخه خیلی دنبال این سبک کفش برات بودیم و تو شهر خودمون پیدا نکردیم و ترگس جووووون زحمت کشیدن و خریدن و هرررر کاری کردم پول نگرفتن و اینو هدیه دادن به شما خییییلییییی ازشون ممنووووووووووونم واقعا لطف کردن و وقتی بسته به دستم رسییییدو باز کردم و دیدم یه کفش خوشگلو به همراه یه عکس ناااااااااااااااازززز باران جونم هست و که خیلیییییی ذوق کردم دیدم برامون عکس هم گذاشتن دستشون درد نکنه قلبقلبقلب

 

شما هم عااااشق کفش شدی و عکس باران و میوردی میگفتی اوچووووون بارام و میگفتم کی برات کفش خریده میگفتی بارام قلبماچ


الانم تولد باران جونه و میخوام جبران کنم این محبتشونو قلبقلب

 

نرگس جونم واقعااااااا ازت ممنونم و خیلی کارتون برام با ارزش بود قلب

اینم وبلاگ خوشگل باران جوووووون قلب

http://baranmozaffari.niniweblog.com/

 

عکسشو هم بعدا میزارم چشمک



[موضوع : ]
[ شنبه 16 / 9 / 1392 ] [ 4:20 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

21 ماهگیت مبااااااااااااااارک عزییییز مامان

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 13 / 9 / 1392 ] [ 7:56 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام پاستیل خوووشمزه مامااااان

 

چند وقتی هست هی میخوام وبتو آپ کنم ولی نمیشه

دخترم خیلیییییییییییییییی خانوم شدی و خیلیییییی بامزه حرف میزنی یعنی با هر کلمه ات من غرق در خوشی میشم و کلییییییییییی ذوق میکنم

خیلییی مهربونی و همش داری بهم ابراز احساسات میکنی یهو میاااای محـــــــــــکم بوسم میکنی و میگی عزیییییزم ... شِتَرَم (شکرم) زبان

یه هفته پیش 3 روز تب شدیییییییید داشتی و من خیلیی غصه میخوردم و خدارو شکر که خوب شدی و تبت هم به خاطر دندونت بود 4 تا با هم در اومدن  قلب از اون روز میایی دستتو میزاری رو سرمون و میگه تب ماچ

عااااااشق لباسیییی و تا لباس جدید میخری هی میایی با ذوووق نشونمون میدی و میگی خوشتلههه خوشتلهههه قلب قربونت برم که مثل مامانت عااااشق لباسی بغل

 

همچناااااااااااااااااان عااااااااااشث پستونک هستی و اونم فقط مارک avent و چند وقت پیش دندون زدیو پارش کردی و هی میرفتی جلوی پدر (پدر مامانی) میگفتی خبااابه خبابه (خرابه) و پدر هم رفتم برات یه جفت نووو خرید دستش درد نکنههههه ماچ

به قرص میگی آآآآآییییییی زبان

چند تا از کلمه های بامزتو مینویسم

بشین: بشیت

ماشین : ماشیت

تلویزیون: تِبِزیون

صندلی: صَصَلی

سین زمینی :سَبِزی

تبلت: تَبِت

کیان :نینان

نوشابه :شوبابه (واااای عاااشق شوبابه گفتنتم )قلب

پفیلا:پُپُلا

هویج: هبیج (عااشق هویجیی)

هندونه:هندودو

رها: رخا

دیگه فعلا همینا یادمه چشمک

آپلود عکس

 

 آپلود عکس

آپلود عکس 

هستی سادات تا این لحظه ، 1 سال و 8 ماه و 20 روز و 19 ساعت و 55 دقیقه و 36 ثانیه سن داردقلب



[موضوع : ]
[ سه شنبه 21 / 8 / 1392 ] [ 11:04 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

چه زود گذشت ... باورم نمیشه که تو همون کوچولویی هستی که 20 ماه پیش آوردنش تو اتاق و من با یک دنیا عشق در آغوش گرفتمش . چقدر کوچولو و شکننده به نظر میرسیدی ........ اما حالا دیگه بزرگ شدی ... راه میری ... میدوی ... بازی میکنی ... حرف میزنی ... میخندی ... و من لذت میبرم ... کیف میکنم ... بغلت میکنم ... فشارت میدم ... بوست میکنم ... و باز هم لذت میبرم

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس



[موضوع : ]
[ دوشنبه 6 / 8 / 1392 ] [ 2:02 قبل از ظهر ] [ مامان هستی ]

 سلام دختر خوشمزه ما سه شنبه 16 مهر صبح ساعت 6 به همراه مامان بزرگ و بابابزرگ و خاله بابایی و مامان بزرگ بابایی راه افتادیم به سمت مشهد و شما خیلیییییییییییی خانوم بودی و اصلااااا اذیت نکردی و همش به بابا بزرگ چسبیده بودی و من رااااحت بووودم چشمک

شما تو این 4 روز لب به هییییییییییچی نمیزدی نمیدونم چرا اصلا غذا نمیخوردی فقط وفقط پسته میخوردی  ولی تا رسیدیم خونه دوباره خوب شدی و غذا میخوری خدارو شکر قلب

این اولین سفر مشهد شما بودقلب

خیییییلیییی بامزه و خوردنی شدی با این حرف زدنت

صدات میکنیم هستی شما میگی نوووونم (یعنی جووونم)

تا یه صدایی میاد میگی ترسیدم



 

                                                 قلبعکسها رو ادامه مطلب ببینیدقلب


ادامه مطلب


[موضوع : ]
[ سه شنبه 23 / 7 / 1392 ] [ 4:05 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دختر عزیییییزم 

عزیز دلم اینقدر این ایام داره زود میگذره که حتی فرصت ثبت خاطره ها رو هم کمتر دارم. اما سعی میکنم تا میتونم برای اینده ات اتفاقات مهم زندگیت رو ثبت کنم. چون من معتقدم که کمرنگترین جوهر ها از قوی ترین حافظه ها هم بهتر هستند.

خیییلیییی خانوم شدی و خیلیییی مهربون یعنی روزی 10000 بار میایی مامانی و بغل میکنی و محکم بوسم میکنی و میگی هازیییی (یعنی نازی)  نیشخند واااای که اون لحظه برام از بهترین لحظه هاست قلب

 

نه تنها من بلکه تمام اعضای نزدیک خانواده رو هم یهویی میری میبوسی و نازی میکنی قلب

 

این روزها گل سر سبد مجلس و دورهمی هامون شدی و همه رو میخندونی با اون رقص نااااازت و بوس بازیهات ماچ

 

خوب چند تا کلمه انگلیسی جدید هم یاد گرفتی:

شب بخیر : good night

ماشین:car

پیشی:cat

اب:water

و عزیزم دیگه همه چیزو میگی و من میخوام اون کلمه هایی که بامزه میگی رو برات اینجا بنویسم

تخم مرغ : تُ تُ تُخ

نگین:اِدیت

سودی:اوودی

الهام:اینام

رامین:آمین

بنیامین:بنامین

دوست دارم :دی دی دی دی

چوب شور: توب چوب

گوشی رو بر میدار و میگی ادو عزیییییییییز توجایی (به بابایی میگی عزییییز) زبان


قربووووونت برم فعلا همینارو یادمه بازم میام میگم

 

19 مااااااااهگیت مباااااااااااااااااااااااااارک دختر باااهووووووووووووووووشم قلب



 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 9 / 7 / 1392 ] [ 9:19 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام عزیز مامان

بالاخره واکسن 18 کاهگی رو زدیم و همون موقع فقط گریه کردی  و تا آمپول و زد جیغ میزدی بووو شد بووو شد الهیییی بمیرم داشتم میمردم ناراحت

واکسنتو 3وم باید میزدی و به خاطر سرما خوردگی دیرتر زدیم

چند ساعت بدش دردات شروع شد و تب هم کردی هی دستتو نشون میدادی به همه میگفتی بوووو شد و شب هم تو خواب تب و لرز کردی و من خیلییی ترسیدم و تا صبح بالای سرت نشستم و پا شویت میکردم و خدارو شکر که الان بهتری ولی تب  داری و دستت هم ورم داره و درد میکنه الهیییییییییییی بمیرم قلب

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 20 / 6 / 1392 ] [ 8:55 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 

روزت مباااااارک دختر عزیییییییییییییییزم فرشته زندگیم

 همیشه ارزو داشتم که یه دختر داشته باشم خدایا مرســــــــــــــــی که ارزومو براورده کردی

 

دیروز رفتیم پارک و خیلی خوش گذشت

اینجا میخوایی نگین و از پشت شیشه بوس کنی ماچ

آپلود عکس

آپلود عکس

زبان

آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

یهو وسط بازی لج کردی و کفشتو در آوردی و پابرهنه فقط میدوییدیمنتظر

آپلود عکس

آپلود عکس

اینجا هم رفتی نینی رو بوس کردی و همدیگرو بقل کردین و اسم اونم هستی بود

آپلود عکس

عاااااشق بلالی

آپلود عکس



[موضوع : ]
[ شنبه 16 / 6 / 1392 ] [ 10:21 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 سلام دختر باهوش و زرنگم

قربونت برم که 4 تا کلمه انگلیسی بهت یاد دادم و زودییییی یاد گرفتی و هر وقت میپرسیم ازت نتد نتد میگی

میگم سیب چی میشه میگی apple

میگم پرتغال چی میشه میگی orange

میگم توپ چی میشه میگی ball

میگم هاپو چی میشه میگی dog

اینقدر بامزه میگی که با هر بار گفتنت من غش میکنم قلب

 

هنوز هم خوب نشدی که واکسنتو بزنیم ناراحت

آپلود عکس

آپلود عکس

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 11 / 6 / 1392 ] [ 12:21 قبل از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دخترم ببخشید که اینقد دیر به دیر آپ میکنم وبلاگتو چون ماشالااااا دوست داره تمام وقتم مال تو باشه و میام سر لپ تاب زودی مایی میبندی و میگی بسسسسه چشمک

 

 امروز باید واکسن 18 ماهگیتو میزدی ولی سرما خوردی و تب داری نمیشه زد گفتن فردا اگه تب نداشتی بریم بزنینگرانقلب

 

تمام آرزوی من بزرگ شدن تو وشکوفا شدنت در بهترین شرایط است .عزیزم تو برای ما  تمام دنیایی .همیشه خندان وشاد بمان چون ما با دیدن چهره شادت همیشه جوان میمانیم 

١٨ماه است زندگی ام زیباتر شده است واحساسم شیرین تر 

١٨ماه است لبانم خندان تر شده است ودلم شادتر 

١٨ماه تمام است فرشته ای درکنارم است ولحظه به لحظه با همیم .فرشته ای پاک وبی آلایش که باهم نفس میکشیم .با هم میخندیم .باهم گریه میکنیم .با هم بازی وشادی میکنیم وبا هم عاشقانه همدیگر را در آغوش میکشیم .

١٨ ماه است مادر شده ام وبا تمام وجودم به گل باغ زندگی ام عشق می ورزم .

چه قدر زیباست این دقایق با هم بودن ودرکنارهم خندیدن .چه قدر زیباست حس خوب مادر بودن

تمام خستگی روزانه ام با مامان گفتنش تمام میشود .

خدایا توانی به من بده تا درکنار دخترکم بمانم .تکیه گاه لحظه به لحظه زندگی اش باشم

خدایا مرا با او به تمام آرزوهایم برسان .

تمام ناتمام من با تو تمام میشود

١٨ ماهگیت  مبارک وشادیهایت جاودانه

 

 


آپلود عکس

آپلود عکس

آپلود عکس

بازم فلفلزبان

آپلود عکس

موهای عسلم بسته میشه مژهبغل

آپلود عکس

هستی و نانایقلب

آپلود عکس

دخترم با نینیش میخوابهماچ

آپلود عکس

 

عااااااشقتم دلیل زندگییییییییییییییم قلب



[موضوع : ]
[ يکشنبه 3 / 6 / 1392 ] [ 2:44 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام

دلیل اینکه اینقدر دیر به دیر میام نت اینه که هستی خانوم لپ تابِ بنده رو از رو مبل انداختن پایین و بعد از چند روز هاردش سوخت و الان هم لپ تاب عزیزم تو نمایندگیه

 

هستی جونم عاااااااااااشق فلفل(فلفل سبز)  و وقتی سر سفره فلفل باشه و دیگه هیچ غذایی نمیخوره

اینجا هم تو باغ مامان بزرگش داره فلفل میکنه و همونجا هم نوش جان میکنه

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)

 اپلود سنتر مخصوص کاربران سایت مای پت . ای ار(Ppet.IR)



[موضوع : ]
[ دوشنبه 7 / 5 / 1392 ] [ 5:32 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دختر عزیزم

خوب از این روزها یه کم برات بگم , چند وقتی بود که میخواستم تو اتاق خودت بخوابومت و ولی وقتی شب میشد دلم نمیومد و باز پیش خودم میخوابوندمت و که دیگه  چند شب پیش با اینکه برام خیلی سخت بود ولی دیگه کوتاه نیومدم و گذاشتمت تو تخت خودت و ولی خودم طاقت  نیوردم و اومدم پایین تختت خوابیدم و که صبح پا میشی اذیت نشی و شما همیشه تا ساعت 1 ظهر میخوابی ولی اون روز صبح ساعت 7 بیدار شدی و شوکه شده بودی از خوشحالی فقط میگفتی بازیییی بازی و منم از تخت آوردمت پایین و به کم بازی کردی و بعد دوباره خوابیدی خودت و 3 شب پایین تختت خوابیدم و شب 4 رم گفتم تا عادت نکردی به این که هر روز صبح بیدار میشی باید منو ببینی دیگه پایین تختت نخوابیدم و با استرس تو اتاق خودم خوابیدم و تا صبح راااااااحت خوابیدی و ساعت 11 هم بیدار شدی سر حال و صدا میکردی مامانی مامانی منم اومدم از تخت درت آوردم و اومدی توی حال دوباره خوابیدی پیش من قربببببببببونت برم

خیلیییی خوشحالم که بالخره موفق شدم  جدات کنم و شما هم اذیت نکردی و راحت تو اتاقت میخوابی قلب

 

هستی جونم قربونت برم که اینقد عااااااشق بوس فرستادن و بوس کردنی یعنی هر کسی و میبینی زودی براش بوس میفرستی یا اگه از فامیلای نزدیک باشن میری بوسشون میکنی و من و بابایی رو که دیگه نگم یکسره غرق در بوسه های شیرین تو هستیم یهویی بی مقدمه میدویی و میایی بوسمون میکنی واااااااااااااااااایییی که چه لذت بخشه قلبقلبقلب

 

جیشتو میگی و دیگه پوشکت نمیکنم و فقط یه وقتهایی مهمانی بخوایم بریم پوشکت میکنم و دیگه دوست نداری تو پوشکت جیش کنی و و پوشکت خشکه همش تا بازت میکنم و میریم دستشویی کلییییییی جیش میکنی زبان



[موضوع : ]
[ دوشنبه 7 / 5 / 1392 ] [ 2:19 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلااااام

اول از همه بابت تاخیرم عذر خواهی میکنم و مرسییییی از دوستانی که به یادمون بودن و حالمونو میپرسیدن ماچ

 

خوووووب دختر نااازم یهووو چهارتا دندون با هم در آوردی و اونم دندون آساب و خدارو شکر زیاد اذیت نکردی قلب

و اما شیرین کاریهای هستی :

a.b .c .d   رو یاد گرفتی و میگی

10. 20. 30 .40  بلدی و همش میخونی

از پله ها که میری بالا میشمری 1 . 2 . 3

شعر تاب تاب عباسی رو تا آخرش بلدی و میخونییییی واااای عاااشق این شعر خوندنتم قلب

حرف زدنتم خیلییی خوب شده و البته شییریییییییییییین و ولی هنوز جمله نمیگی

 بلدی بگی ok

i love u  رو هم میگیییی وای یعنی عشق میکنیماااااا دستتم میبری بالای سرت مثلا قلب درست میکنی باهاش قلب

tanQ رو هم بلدی



دوست دارم خیلییییی

الان خونه نیستم و وقت ندارم بیشتر بنویسم ایشلاااا به زودی دوباره میام بووووس

 





[موضوع : ]
[ پنجشنبه 27 / 4 / 1392 ] [ 9:38 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 سلام عزیزم ببخشید که اینقدر طول کشید تا وبلاگتو  آپ کنم آخه خیلییی شیطون و بامزه شدی وهمه وقت مامان و  پُر میکنی ومن وقت نمیکنم برات بنویسم

خدارو با هر بار نگاه کردنت شکر میکنم خوشحالم که دختری مثل تو دارم دختری مهربون و زیبا و بازیگوش و هر جا که شما هستی اونجا پُر از شور و عشق هست و همرو سرگرم میکنی با بازیگوشیها و شیرین زبونی هات آپلود عکس رایگان و دائمی

حرف زدنت خیلییی خوب شده و خیلی بامزه حرف میزنه و هر چی بگیم مثل طوطی تکرار میکنی آپلود عکس رایگان و دائمی

خیلییی پارک و دوست داری و هر وقت نزدیک پارک میشیم جییییغ میکشی و دست میزنه و ذوق میکنی و تند تند میگی سُرسُره آپلود عکس رایگان و دائمی

دخترم دیگه بزرگ شده و میتونه در و باز کنه و بره بیرون

یه روز که میخواستیم بریم بیرون آمادت کردم و بعد رفتم تو اتاق خودم آماده بشم و یهو دیدم صدات از تو راه پله میاد و رفتی در آسانسور میزنی و میگی (آسانسو) دَدَ اومدم دیدم بعلهههه در و باز کردی و رفتی بیرون دخترم دیگه بزرگ شدی و میتونی در  و باز کنی و بری بیرون

آپلود عکس رایگان و دائمی

آپلود عکس رایگان و دائمی

تو شدی تمام آرامش زندگیم واقعا بوی تنت بهم آرامش میده دخترم {#emotions_dlg.e11}

 

 

 

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 30 / 3 / 1392 ] [ 3:50 قبل از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام نازگل من خوبی مامان

 میدونم بعضی وقتا عصبانی میشم ولی میخوام بدونی به اندازه تموم دنیا دوست دارم

میخوام بدونی نفسم به نفست بنده

میخوام بدونی زندگیم با وجود تو معنا داره

عاشقتمممممممممممممممممممممممممممممممم

جونم برات بگه خیلی ماشاالله عاقل شدی ...خدایی بچه های امروزی خیلی بیشتر از بچگی های ما میفهمنا....دنیا پیشرفت کرده دیگه...عقل بچه ها هم بیشتر شدهنیشخند

 

کلمات زیادی رو میگی

ولی هیچ کلمه ای به اندازه گفتن کلمه مامانی از دهنت منو خوشحال نمیکنه 

 

هستی مامان چند روزیه خیلیییی اخلاقت بد شده همش داری جیییغغغ میکشی فک کنم به خاطر دندونت باشه چون لثت سفید شده الهی بمیرم برات دوست ندارم اینقد خودتو اذیت کنی با این جیغات نگران

کلافه شدم نمیدونم چه رفتاری باید باهات بکنم واکنش نشون میدم بدتر میشی هیچی نمیگم بازم جیغ میکشی خدایا بهم صبر بده تا بتونم جلوی خودمو بگیرم و سرت داد نزنم وقتی میخوابی خیلییییی عذاب وجدان میگیرم که چرا سرت داد کشیدم خداااایی یه جاهایی کم میارم ناراحت

آپلود عکس رایگان و دائمی


 تمام وجودم تویی دختر ناااااااااااازم



[موضوع : ]
[ دوشنبه 13 / 3 / 1392 ] [ 10:17 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

دخترک خیلییییی بازیگوش و شیرین شدییییی و من فقط دارم لذت میبرم از داشتن گلی مثل تو

و وقتی توی یه جمعی هستیم همه توجهشون به شماست و شما هم با شیرین کاریهات دل همرو میبرییییی و همه عااااااااشقتن

 

کار هر روز ما اینه که بریم پایین خونه مامان بزرگ ( مامان بابا) و شما تو حیاطشون بازی کنی خیلییییییی دوست داری

اینم چند تا عکس

آپلود عکس رایگان و دائمی

اینجا مثلا خجالت کشیدی {#emotions_dlg.e20}

آپلود عکس رایگان و دائمی

آپلود عکس رایگان و دائمی

آپلود عکس رایگان و دائمی

عاشق اینی که بری تو یخچال

آپلود عکس رایگان و دائمی

 

 



[موضوع : ]
[ چهارشنبه 8 / 3 / 1392 ] [ 7:27 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 

واییییییییییییی باورم نمیشه خدااااااا .......هستی من 15 ماهش شد!!!!!!! 15 ماهه که من مادر شدم!!!!!!! خیلی حس خوبیه میخوام داد بزنم و بگم خدایااااااااااااااااا شکرتتتتتتتتتتت من و لایق مادر شدن دونستی .... خدایا کمکم کن کمکم کننننننننننننننن که بتونم دخترمو ...عزیزتر از جانم رو خوب تربیت کنم .... خدایا هستی منو هیچ وقت تنها نزار خودت پشت و پناهش باش ....آمین

ثانيه ها رحم كنين من مادرم اهسته حركت كنيد بذارين منم بهتون برسم اهسته
 حركت كنين مي خوام از بودن كنار

كوچولوي دلبندم لذت ببرم ثانيه ها ثانيه ها لعنت بر شما اهسته ...

 

 



[موضوع : ]
[ جمعه 3 / 3 / 1392 ] [ 5:33 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دخملی شیرین من

واااای که نمیدونم از کجا شروع کنم شیرین کاریهاتو و کارهای بامزتو

تمام روزام پر شده از تو و کارهای تو من هر روز عاااااااااشق تر میشم

وقتی صدام میکنی با اون لحن زیباااات میگی مامانی و من میگم جوووونم و این صدا کردنهات همینطور پشت سر هم و من بعد از هر کدومش میگم جوووونم و این برای دوتامون خیلیییییییییی لذت بخشه و دیگه برامون عادت شده و همش داریم این کارو میکنیییییییم و من وااااااااااااقعا عشق میکنم  با هر بار صدا کردنت و دلم میخوااااااد بخورمت قلب

تمام کلمات و بعد از ما با لحن بامزه خودت تکرار میکنی و هر کاری هم که انجام میدیم شما زوذی اون کارو انجام میدی

دختر حرف گوش کنم هر کاری بگم انجام میدی مثلا این آشعال و بنداز تو سطل آشعال یا کنترلو  بیار یا نینیتو بیار بخوابون و زودی میری عروسکتو میاری و میزاری رو بالشت و پیشش دراز میکشی

صدای هر بچه ای رو که میشنوی یا هر بچه ای رو که میبینی هی میگی نی نی . نی نی

واااااای عاشق بوس کردناتم و وقتی با اون لبای کوچولوت لپمونو میبوسی

میگم مامانی رو چند تا دوست داری میگی 10 تا (هر کی رو میگم همینو میگی) اینو دای جونت یادت داده

مامانم بهش میگه عشق مادر کیه هستی هم میگه هَـتی یعنی هستی

 میگم جوجو هستی رو کی بخوره میگی مامانییییی

عاااااااااااااااشق آب بازی هستی هر جا کوچیکترین قطره آب باشه کلیییی ذوق میکنی و تند تند میگی آب بازی . آب بازی

چند تا کلمه جدید

عمو :عمو

عمه : عمه

آزاده : آزاده

آلوچه : آچه

توت فرنگی: آچه

ماست : ماست

بابا سعید: بابا عید

مامان: مامانی

مادر: آدر

پدر : اِدر

دایی جون :دادا جون

مهسا : مَهنا

نگین : نِیین

آتنا: آتنا

موز: موز

دست :دست

پا: پا

ناف: ماس

جوجو: مَمه

توپ: بوب

االله:اک

یا علی :عییی

داداش :داداش (به دایی جونت داداش هم میگی)

مسی: مرسی

فعلا همینارو یادمه

 تماااااااااااااااااااااااااام زندگیمون شدی دخترم


 



[موضوع : ]
[ شنبه 28 / 2 / 1392 ] [ 2:33 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید





[موضوع : ]
[ سه شنبه 24 / 2 / 1392 ] [ 2:59 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام دخملکم

خونه مامان بزرگ (مامان بابا) کنار خونه ماست و ما هر روز غروب میریم اونجا و شما تو حیاط کلیییییی بازی میکنی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینم نگین جووووووووون که خیلیییی خیلیی دوسش داریم و اونم خییلییی شمارو دوست داره و مادر خوانده شماست و شما هم داری بوسش میکنی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 



[موضوع : ]
[ دوشنبه 23 / 2 / 1392 ] [ 10:18 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

قربونت برم که اینقد سرسره دوست دااااااااری و کلی ذوق میکنی قلب

تاب و دوس داری خودت تکون بدی روش نمیشینی زبان

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی



[موضوع : ]
[ دوشنبه 16 / 2 / 1392 ] [ 5:45 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

امروز دومین سالروز مادر شدن من است ؛ من با تو دوباره متولد شدم و مي خواهم با تو بچگي كنم ، با تو بزرگ شوم ، با تو از گل و شاپرك بياموزم و با تو زندگي كنم ... امروزدومین  سالروز اوج گرفتن من تا بيكران است . و تمام اینها با وجود توست و من خدا در تمام لحظات  را به خاطر بهترین هدیه اش شاکرم .

 

مادر با یک دست گهواره، و با دستی دیگر جهان را تکان می دهد.

چون هستي من ز هستي توست           تا هستم و هسـتي دارمت دوست

 

قلب




[موضوع : ]
[ پنجشنبه 12 / 2 / 1392 ] [ 10:04 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلااااام دختر شییییییریییییییییینم قلب

عزییییزم خیلییی شیطون شدی و همش دلت میخواد بازی کنی و عااااشق آب بازییییی هستی

اینم یه روز خونه مامان بزرگ (مامان بابایی) در حال اب بازی

پستونک avent که برات 2 تاشو خریدم 40 تومن یکیش تو دهنت بود و رفتی تو حاط و انداختی تو چاله راه آب و رفت وبعد هی میگفتی اِ اِ اِ اِ منتظر

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

 



[موضوع : ]
[ پنجشنبه 12 / 2 / 1392 ] [ 9:42 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]


لطفاً کلمه عبور اختصاصی برای دسترسی به این مطلب را وارد نمائید

رمز فقط برای دوستای گلم




[موضوع : ]
[ پنجشنبه 5 / 2 / 1392 ] [ 2:30 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

هستی دخترم

بگم شیرینتر شده ای تکراریه                       

                                           بگم چقدر نازی تکراریه

بگم تمام زندگیم شده ای تکراریه

                                          بگم یه دنیا دوستت دارم تکراریه

...

فقط اینو بهت بگم که شیرینتر از این روزا رو تا حالا توی زندگیم نداشتم

می نویسم فقط برای تو                

     می نویسم به عشق تو

        می نویسم تا بدونی که عاشقترینم

           می نویسم تا لحظه های با تو بودن را ثبت کنم

             می نویسم   دخترکم تا دنیا دنیاست تا عشق     

                              پابرجاست من عاشق توام

 

                       قلبعزیییییییییزکم 14 ماهگیت مباااااااارک قلب



[موضوع : ]
[ سه شنبه 3 / 2 / 1392 ] [ 2:32 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

سلام

پنجشنه ظهر راه افتادیم به سمت تهران شما اولش خیلیییی دختر خوبی بودی ولی رسیدیم تهران تو ترافیک دیگه کلافه شدی و بقلم نمیموندی همش نق میزدی خب بهت حق میدم گلم خسته شده بودی

برگشت باز از وسطای جاده شروع کردی به اذیت کردن یاد گرفته بودی داشبوردو باز کنی میرفتی وایمستادی جلوش و بازش میکردی و میخاستی همه وسیله های توشو بریزی بیرون و تا نمیزاشتم جیغ میکشیدی و میووردم تو بقل خودم هی کیگفتی باز باز یعنی برم درشو باز کنم

خلاااصه که خوب بود خوش گذشت

اینم چند تا از عکسا

تازه راه افتادیم وبابایی رفت عابر بانک شما زودی رفت پشت فرمون

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

تو راه یه جا وایستادیم یه کم استراحت کنیم و اونجا رودخونه داشت و کلی ذوق کردی و همش میگفتی آب بازی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینم از داشبورد

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

اینجا هم رفتیم لواسان و نهار خوردیم اونجا هم رودخونه داشت و فقط میخواستی بری تو اب هی میگفتی آب بازی آب بازی و هر کاری میکردم مسیرتو عوض کنم نمیشد و جیغ میکشیدی اب بازی اصلا نفهمیدم چی خوردم

آپلود عکس کوچولوهای فارسی

نصف عکسا هنوز به دستمون نرسید بگیرم میام براتون میزارم

                                 



[موضوع : ]
[ شنبه 31 / 1 / 1392 ] [ 4:53 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 

وااااااااااااااااااااای خدایا شکرت که منو لایق مادر بودن دونستی

امشب سه شنبه 1392/1/27 ساعت 8:40 دقیقه صدام زدی مامانییی واااای که انگار دنیارو بهم دادن رو لب تاپ عکس من و هستیِ عکس منو نشون میدادی و میگفتی مامانیییی

قلبقلبقلبقلبقلبقلب

وای که چقد خوووووووووووووووشحالم بغل

 



[موضوع : ]
[ سه شنبه 27 / 1 / 1392 ] [ 9:05 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

  سلاااام به دختر گلم

چند روزیه که میگی (بابا بابَ) یعنی بابابزرگ خیلیییی بامزه میگییی

موقع راه رفتن میخوری زمین میخوایی بلند بشی میگی (عَییییی) یعنی علی

میگم هستی چی میخوره میگی بَ بَ

میگم هستی کجا بره میگی دَدَ

اینارو پشت هم با یه لهنی میگم و هستی هم بَ بَ و دَدَ رو میکشه و میگه قلب

میگم هستی پات کو ؟ پاتو بلند میکنی و میگی پاااااا

میگم دستت کو ؟ دستتو نشون میدی میگی دس

میگم دماغت کو ؟ دماغتو جمع میکنیو با دستت نشون میدی

میگم جوجوت کو؟ جوجوتو نشون میدی و میگی مَمهههه

میگم چشمت کو؟ دوتا چشماتو فشار میدی مثل چشمک

میگم موهات کو؟ دست میزاری رو موهات

میگم زبونت کو ؟ زبونتو در میاری

قلبقلبقلبقلب

کلااااااا خیلیییییییییییییییییی خوش میگذره با وجود هستی واقعا ذارم لذت میبرم

هر روز غروب میریم پارک و عااااااااشق سرسره هستی و سوار تاب نمیشی فقط میخوایی تاب و تکون بدی و تاب تاب عباسی بخونی

منتظر عکساش باشینچشمک



[موضوع : ]
[ جمعه 23 / 1 / 1392 ] [ 7:41 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]

 

 هستی جونم به سلام میگه سَ سَ تا از در میاد تو به همه میگه سَ سَ قربونش برم تو خانواده ما همه به جای سلام میگن سَ سَ قلب

الان 1 هفته ای میشه همش اشاره میکنی به یه چیزی میگی چیه ؟ واااای خیلیییییی بامزه میگی  قلب



[موضوع : ]
[ يکشنبه 18 / 1 / 1392 ] [ 10:14 بعد از ظهر ] [ مامان هستی ]
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

هستی سادات در روز چهارشنبه 1390/12/3 در بیمارستان سینا با وزن 3600 و قد 50 ساعت 2:10 ظهر پا به زندگی ما گذاشت و زندگیمون را نورانی کرد . این وبلاگ برای ثبت خاطرات هستی خانم هست
موضوعات وب
آمار وبلاگ
آنلاین : 1
بازدید امروز : 3
بازدید دیروز : 311
بازدید هفته گذشته : 332
کل بازدید : 126697
امکانات وب